|
خاطرات تلخ و شیرین زندگی من
|
چقدر اینجا رو دوست داشتم ، با چه ذوقی صبح ها از خواب بیدار میشدم و تند تند به کارام میرسیدم تا زودتر بشینم پای نت و وبلاگامو به روز کنم ، یادش به خیر
از وقتی تلگرام و اینستا مد شد ، اینجا هم متروکه شد
ممنون از معدود کسانی که جویای حال بودن ، خدا رو شکر خوبیم ، بچه ها بزرگ شدن ، سینا کلاس هفتم و تینا هم دانشجوئه
من هم که فروشگاه دسر دارم و هر روز در حال درست کردن خوشمزه جات
قبلنا از صبح تا شب سرم تو کامپیوتر بود و خسته نمیشدم و الان با نوشتن همین ۴ تا کلمه چشام چپول شد 😂😂😂😂
آدرس اینستاگرامم رو براتون میذارم
@deserkhanegilazi