یکساعت پیش خیر سرم وقت کردم که بیام یه آپ کوچولو بکنم و برم ولی اینقدر این صفحه بلاگفا و بعدش هم موس کامپیوتر ادا اطوار ریختن که به کل یادم رفت چی می خواستم بگم
خب مثل اینکه موضوع غرغر خیلی طولانی شد ، تصمیم نداشتم اینقدر کشدار بشه ... اصولا غرغرام رو به جون خودم میزنم ولی خوب هر چند وقت یکبار فوران میکنه و نمیشه کاریش کرد
+
تاريخ یکشنبه هشتم آذر ۱۳۸۸ساعت 13:0 نويسنده مامان تینا و سینا
|
من مامان تینا و سینا هستم ، متولد1353 و در سال 1376 با همسر خوب و مهربونم ازدواج کردم . اینجا از خاطرات تلخ و شیرین زندگیم مینویسم تا یادگاری بمونه واسه میوه های باغ سرسبز زندگیم.